جمعیت زنان مذهبی لارستان - مکتب زهرا (س)

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «تسلیت» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : شهادت حضرت باب الحوائج (ع)تسلیت باد. و شهادت جان سوز هشتمین ماه تابان امامت تسلیت باد . و شهادت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) تسلیت باد و شهادت قمربنی هاشم تسلیت باد

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت جمعیت زنان مذهبی لارستان - مکتب زهرا (س) دسترسی پیدا کنید

شهادت حضرت باب الحوائج (ع)تسلیت باد.

مردی که نام دیگر او «آفتاب» است بین غل و زنجیر هم عالی جناب است حبل المتین ماست یک تار عبایش این مرد از نسل شریف بوتراب است هنگام طی الارض و معراجش یقیناً ..... . روح الامین در محضرش پا در رکاب است ...

ادامه مطلب

شهادت جان سوز هشتمین ماه تابان امامت تسلیت باد .

دل همیشه غریبم هوایتان کرده است هواى گریه پایین پایتان کرده است وَ گیوه هاى مرا رد پاى غمگینت مسافر سحر کوچه ها یتان کرده است خداش خیر دهد آن کسى که بال مرا کبوتر حرم باصفایتان کرده است چگونه لطف ندارى به این دو چشمى که کنار پنجره ها یت صدایتان کرده است؟ چگونه از تو نگیرم نجات فردا را؟ خدا براى همین ها سوایتان کرده است چرا امید ندارى مدینه برگردى؟ مگر نه آنکه خدا هم دعایتان کرده است؟ میان شهر مدینه یگانه خواهرتان چه نذرهاى بزرگى برایتان کرده است تو آن نماز غریب همیشه ها هستى که کوچه هاى خراسان قضایتان کرده است سپیده اى و به رنگ شفق در آمده اى کدام زهر ستم جابجایتان کرده است علی اکبر لطیفیان ...

ادامه مطلب

شهادت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) تسلیت باد

شهادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت یارب ز پای تا سرم آتش گرفت و سوخت مسمومم و زبانه کشد شعله از تنم از این شراره بسترم آتش گرفت و سوخت من یادگار کرب و بلایم که روز و شب با روضه هاش خاطرم آتش گرفت و سوخت مي سوخت بين تب تن بابا به خيمه ها صد بار قلب مضطرم آتش گرفت و سوخت هنگامه ی غروب که غارت شروع شد هر کس که بود در حرم آتش گرفت و سوخت یک زن نمانده بو...

ادامه مطلب

شهادت قمربنی هاشم تسلیت باد

امیر علقمه از صدر زین به زیر افتاد میان لشگری از تیغ و نیزه گیر افتاد دو دست زخمی او ماند و طعنه ی تکبیر به یــاد مــنــزلت آیــه ی غــدیر افــتــاد چقدر شِدت ضرب عمود سنگین بود! دوبــاره چند تــرک بر دل کویــر افتاد نگاه خسته و شرمنده اش به آقا گفت: ببخشu200e ْ، مشک حرم بین این مسیر افتاد چگونـه پیکـر او را بـه خـیـمه هـا ببرد؟ حسین گریه کنان فکر یک حصیر افتاد وحید قاسمی...

ادامه مطلب