
کدام روز روز معلم نیست ؟ آیا می توان قداست را تقدیس و جلالت را تجلیل نکرد ؟ تو را چه نامم ای عصاره مهربانی و ایثار و عشق؟ از شیره جانت می نوشانی و رگ های کبودمان را از خون کاوش، و تفکر می انباری، تا نفس های زندگی مان، با نبض آینه ها هماهنگ شود.
ای معلم دستهایت با پلی از نوشتن بین امروز وفردا یگانگی می افریند
دغدغه شما همیشه این هست که حیات بشر بر مدار ارزشها و کرامت انسانی بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دین اساس آدمی باشد
همه جاده هایی که تو نشان می دهی، به «خرد و روشنی» می رسند. صدای گام هایت، زمزمه محبتی است که پیام آور دنیایی از مهربانی است.
صدایت، قاصدک هایی اند که خبر از آینده ای روشن، از روزهای نیامده برایمان می آورند.
همیشه خستگی هایت را پشت لبخندهای ما گم می کنی؛ لبخندهایی که بوی افتخار و غرور و سربلندی می دهند، لبخندهایی که بوی امید می دهند، لبخندهایی که بوی بالندگی می دهند.
لب که به سخن می گشایی، صدها پرنده سپید بال در آسمان معرفت به پرواز می آیند و من لبریز این همه آبی، پریدن را تجربه میکنم.
همیشه دلگرممان کردی تا جاده های پرپیچ و خم تبلیغ را با امیدواری طی کنیم.
حالا که باغچه زیبایت به بار نشسته، بخند؛ بخند مثل همیشه، تا ما همه خستگی راه را فراموش کنیم. بخند، زیبا بخند!
بهار جاودانه ،گل هایی که تو پرورش دادی مبارک باغبان
پس امروز به احترام نامت قیام می کنیم و در زلال کلماتت رها می شویم و حدیث زندگی را با شما مرور می کنیم.
دوستت داریم. می ستاییمت و خاطر خستگی ناپذیرت را به واحه های خرم ایمان و عشق می سپاریم.
خانم مظفری - خانم اسروش
برچسب:
نویسنده: نیکی بختیاری