
مادرم هستی صفای راه عشقمادرم هستی فدای راه عشقمی رسد هر دم به گوش قلب مااز لبت مادر صدای راه عشقبر در لطف شما یا فاطمهاین دلم باشد گدای راه عشق گر نباشد در دلم حب شماراه من باشد جدای راه عشقمادرم پیچ...
ادامه مطلب
مردی که نام دیگر او «آفتاب» است بین غل و زنجیر هم عالی جناب است حبل المتین ماست یک تار عبایش اینمرد از نسل شریف بوتراب است هنگام طی الارض و معراجش یقیناً ..... . روح الامین در محضرش پا در رکاب است ...
ادامه مطلب
دل همیشه غریبم هوایتان کرده است هواى گریه پایین پایتان کرده است وَ گیوهu200fهاى مرا رد پاى غمگینت مسافر سحر کوچههایتان کرده است خداش خیر دهد آن کسى که بال مرا کبوتر حرم باصفایتان کرده است چگونه لطف ندارى به این دو چشمى که کنار پنجرههایت صدایتان کرده است؟ چگونه از تو نگیرم نجات فردا را؟ خدا براى همینu200fها سوایتان کرده است چرا امید ندارى مدینه برگردى؟ مگر نه آنکه خدا هم دعایتان کرده است؟ میان شهر مدینه یگانه خواهرتان چه نذرهاى بزرگى برایتان کرده است تو آن نماز غریب همیشهu200fها هستى که کوچهu200fهاى خراسان قضایتان کرده است سپیدهu200fاى و به رنگ شفق در آمدهu200fاى کدام زهر ستم جابجایتان کرده است علی اکبر لطیفیان ...
ادامه مطلب
شهادت حضرت اماممحمد باقر علیه السلام از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت یارب ز پای تا سرم آتش گرفت و سوخت مسمومم و زبانه کشد شعله از تنم از این شراره بسترم آتش گرفت و سوخت من یادگار کرب و بلایم که روز و شب با روضه هاش خاطرم آتش گرفت و سوخت مي سوخت بين تب تن بابا به خيمه ها صد بار قلب مضطرم آتش گرفت و سوخت هنگامه ی غروب که غارت شروع شد هر کس که بود در حرم آتش گرفت و سوخت یک زن نمانده بو...
ادامه مطلب
یا بنت موسی بن جعفر (س) ازشب میلاد تو اینگونه حاصل می شود ماه ،روز اول ذی القعده کامل می شود بارها سر در میارد از شب میلاد تو تا که جبرائیل ازخورشید غافل می شود گوئیا شان نزولش می شود ایران ما هرچه بر "موسی بن جعفر"سوره نازل می شود پای او "شاه چراغ "و دستها "عبدالعظیم" چشم ایران چون که مشهدگشت-قم ؛دل می شود خاک مشهد نسخه ی ایرانی کرب وبلاست حضرت معصومه زینب را معادل می شود هرچه قابل تر در این مجموعه ناقابل تر است هرچه ناقابل در این مجموعه قابل می شود هرکسی از خویش داخل گشت خارج می شود هرکسی از خویش خارج گشت داخل می شود هرکسی درشهر عاقل گشت عاشق هم نشد هرکسی درصحن عاشق گشت عاقل می شود رتبه...
ادامه مطلب
ای عرشیان به شهر خراسان سفر کنیدشب را در این بهشت الهی سحر کنیدبا زائرین این حرم الله سر کنیدمدح رضا چو آیة قرآن ز بر کنیدعید بزرگ شیعة آل پیمبر استمیلاد هشتمین حجج الله اکبر استای دل بگیر جان و به جانان نظاره کنبر چهرة حقیقت ایمان نظاره کنیک لحظه بر تمامی قرآن نظاره کندر دست نجمه نجم فروزان نظاره کنمیلاد پارة تن زهرا و احمد استشمس الشموس عالم آل محمد استاین مظهر جمال خداوند اکبر استآیینة تمام نمای پیمبر استخورشید نجمه یا مه افلاک پرور استقرآن روی سینة موسی ابن جعفر استبر خلق آسمان و زمین مقتداست اینجان رو نما دهید که روی خداست اینروشن هزار سینة سینا به نور اوچشم هزار موسی عمران به طور اوصف ...
ادامه مطلب
ای شمس ضحی، قمر مبارک ای بانوی شهر، شهر بانو دیدار رخ پسر مبارک ای مادر نه امام تبریک ای نخل ولا ثمر مبارک این دسته گل حسین بر تو از خالق دادگر مبارک این آیت محکم حسین است قرآن مجسم حسین است خورشید سپهر پرور است این یا عبد خدای منظر است این دوم علی حسین زهرا سر تا به قدم پیمبر است این لبخند بزن به ...
ادامه مطلب
در بیت حسین بن علی جشن وسرور است میلاد عزیزی زسراپرده ی نور است لیلا به شعف دست پدر داد پسر را از چهره ی مولا غم واندوه بدور است او اکبر اولاد علی نام حسین (ع)است برخلقت او خالق دادار فخور است با دیدن رویش همه در حال تحیر در چشم همه روی پیمبر به ظهور است آتیه نشان داد که آقا علی اکبر از حیث...
ادامه مطلب
جمعه ها طبع من احساس تغزل داردناخودآگاه به سمت تو تمایل داردبی تو چندیست که در کار زمین حیرانممانده ام بی تو چرا باغچه ام گل داردشاید این باغچه ده قرن به استقبالتفرش گسترده و در دست گلایل داردتا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روزماه مخفی شدنش نیز تعادل داردکودکی فال فروش است و به عشقت هر روزمی خرم از...
ادامه مطلب
سلامم بر تو ای ماه شریف و ماه بی همتا درودم بر تو ای ماه عزیز خالق یکتا سلامم بر تو ای ماه دعا ای ماه آمرزش درودم بر تو ای ماه ثنا ای ماه آمرزش سلامم بر تو ای ماه ورع ای ماه استغفار درودم بر تو ای ماه نماز و ماه استغفار سلامم بر تو ای ماه فضیلت ماه آزادی درودم بر تو ای ماه عزیمت ای مه شادی ...
ادامه مطلب
امیر علقمه از صدر زین به زیر افتاد میان لشگری از تیغ و نیزه گیر افتاد دو دست زخمی او ماند و طعنه ی تکبیر به یــاد مــنــزلت آیــه ی غــدیر افــتــاد چقدر شِدت ضرب عمود سنگین بود! دوبــاره چند تــرک بر دل کویــر افتاد نگاه خسته و شرمنده اش به آقا گفت: ببخشu200eu200fْ، مشک حرم بین این مسیر افتاد چگونـه پیکـر او را بـه خـیـمه هـا ببرد؟ حسین گریه کنان فکر یک حصیر افتاد وحید قاسمی...
ادامه مطلب